۱۳۸۹ فروردین ۲۴, سه‌شنبه

واقعیت و توهم ابرقدرتی باستانی

هفته‌نامه آلمانی اشپیگل، دومین ویژه‌نامه‌ی سال ۲۰۱۰ خود را به ایران اختصاص داده. این مجموعه از چهار بخش اصلی تشکیل شده و شامل مطالبی خواندنی و بحث‌انگیز درمورد جامعه، تاریخ و فرهنگ ایرانیان از دوران باستان تا امروز است.
ایران برای بسیاری از ناظران و پژوهشگران پدیده‌ای دشوارفهم، ناشناخته و بعضا اسرارآمیز است؛ چه در دورانی که ایرانیان بر بخش بزرگی از جهان حکم می‌راندند، چه امروز که حاکمانش خود را زمینه‌سازان ظهور امام زمان می‌دانند. تلاش برای فهم ایران و ایرانیان از دوران تاریخ‌نویسان یونان باستان آغاز شده و تا امروز ادامه دارد. ویژه‌نامه‌ی مجله‌ی آلمانی اشپیگل را می‌توان به عنوان نمونه‌ای از این تلاش‌ها تلقی کرد. باستان‌شناسان و ایرانشناسان آلمانی از دیرباز نقش مهمی در شناخت و معرفی فرهنگ و تاریخ ایران داشته‌اند. ارنست هرتسفلد نخستین آلمانی‌ای بود که اواسط دهه‌ی دوم قرن بیستم کاوش‌های باستان‌شناسی در تخت جمشید را آغاز کرد و با ترجمه‌ی کتیبه‌ی داریوش و یافتن هزاران لوح گلی پرتوی تازه بر گذشته‌ی ایران باستان افکند. این ویژه‌نامه مطالب خود را زیر عنوان «ابرقدرت دوران باستان، دولت خدایی ملایان» به خوانندگان المانی‌زبان عرضه کرده است.

عظمتی که بود و توهمی که برجا مانده
ویژه نامه‌ی اشپیگل با بررسی تاریخ و فرهنگ کهن ایران در مقاله‌ای از دیتر بدنارتس زیر عنوان «عظمت و توهم» آغاز می‌شود. نویسنده به توصیف دیدار از تخت جمشید می‌پردازد که به گفته‌ی او همه‌ی ایرانیان از اسلامگرایان تا سلطنت‌طلبان به آن افتخار می‌کنند. او از محمود احمدی‌نژاد نقل می‌کند که ماه مارس سال ۲۰۰۷ سران قدرت‌های بزرگ جهان را به بازدید از تخت جمشید دعوت کرد تا آنگونه که او می‌گوید «قدرت و توانایی‌های مردم ما را به چشم ببینند.»
نویسنده مدعی است جای پای هویتی را که ایرانیان با تکیه بر گذشته‌ی پرافتخار، برای خود تصور می‌کنند و به آن می‌بالند، می‌توان حتا در باور به تشیع و رفتار حاکمان جمهوری اسلامی نیز دنبال کرد. دیتر بدنارتس می‌نویسد، تخت جمشید نمادی از ابرقدرتی باستانی است که در حافظه‌ی جمعی ایرانیان حک شده و بر رفتار حاکمان آن تا به امروز تاثیر گذاشته. به اعتقاد او غروری که این گذشته‌ی دور در ذهنیت ایرانیان به وجود آورده مرزهای قدرت، واقعیت و توهم را درهم ریخته است.
به زعم نویسنده، فتح ایران و به آتش کشیدن تخت جمشید به عنوان نماد قدرتی جهانی، چنان ضربه‌ای بر ذهنیت ایرانیان وارد آورده که اثر آن تا زمان حال برجا مانده است. بر این اساس رویای شکوه دوران باستان، از زمان سقوط سلسله هخامنشیان بارها انگیزه‌ی فرمانروایان این سرزمین بوده تا زمانی و به شکلی بار دیگر به یکی از بازیگران مهم صحنه‌ی جهانی تبدیل شود. بیهوده نیست که محمود احمدی نژاد چند روز پیش و در زمانی که کشور در اوج نابسامانی‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی قرار دارد ادعا می‌کند «ایران قدرتمندترین کشور جهان است.»
حساسیت گروه‌های متخاصم نسبت به ایران باستان
در مقاله «عظمت و توهم» جنبه‌هایی از تاریخ ایران با نگاهی انتقادی دیده می‌شود که برای اغلب ایرانیان قابل قبول و خوشایند نیست؛ افسانه خواندن این باور که نخستین منشور حقوق بشر جهان از دستاوردهای کوروش هخامنشی بوده، از آن جمله است.
مستبد خواندن کوروش و شک در مورد اهمیت محتوای منشور او پیشتر نیز (جولای ۲۰۰۸) موضوع مقاله‌ی دیگری در مجله اشپیگل بود. آن مقاله در داخل و خارج از ایران با مخالفت‌ها و اعتراض‌های فراوانی روبرو شد. نویسنده‌ی ان یادداشت، ماتیاس شولتز، معتقد است کوروش نیز چون دیگر حاکمان دوران باستان مستبدی جبار بوده و توجه او به حقوق بشر و رواداری فریب و تبلیغاتی است که جهانیان تا امروز در دام آن گرفتارند.
زمانی که نوشته‌ی یاد شده منتشر شد ایرانیان سلطنت طلب و مخالفان ضد سلطنت جمهوری اسلامی با همان تندی به آن پرداختند که راست‌ترین گروه‌های اصولگرایان در داخل کشور. خبرگزاری فارس که از رسانه‌های افراطی حامی احمدی‌نژاد و وابسته به سپاه پاسداران محسوب می‌شود اشپیگل را متهم می‌کند که «با دیدی مغرضانه و با پیش كشیدن پیشینه خاندان منحوس پهلوی و برگزاری جشن‌های پر خرج ۲۵۰۰ ساله» کوروش را پادشاهی مستند معرفی می‌کند. خبرگزاری فارس هفتم مرداد ۸۷ می‌نویسد، برخلاف «اظهارات غرض ورزانه نشریه اشپیگل ... سازمان ملل نیز اعلام كرد كه کوروش كبیر "خواستار صلح" بود.»
همزمان با عکس‌العمل خبرگزاری فارس، "پایگاه تاریخ و فرهنگ ایران" نیز اقدام اشپیگل را همسو با حمله‌های دیگر مغرضان به میراث فرهنگی ایرانیان می‌داند «که در مقاله‌ای تهمت‌هایی به کوروش بزرگ زده و استوانه‌ی خشتی وی را دروغی دانسته است.»
"ایران در دوران مغول ایران شد"
گفتگو با برت فراگنر ایرانشناس مشهور اتریشی از دیگر مطالبی است که برخی از نظرات مطرح شده در آن مورد پسند بسیاری از ایرانیان نیست. فراگنر استاد پیشین دانشگاه بامبرگ، موسس و (تا سال ۲۰۰۹) رئیس انستیتوی ایرانشناسی آکادمی علوم اتریش است. فراگنر که پارسیان را ابرقدرت و از پیشگامان تمدن بشری معرفی می‌کند، معتقد است مفهوم "ایران" نه در دوران هخامنشیان که در زمان حکومت ایلخانیان مغول پدید آمده است.
او امپراتوری پارسیان را خاستگاه بسیاری از نمودهای تمدن بشری می‌داند و می‌گوید ایرانیان این جنبه از تاریخ باستانی خود را تا به امروز در حافظه‌ی جمعی نگه داشته و به آن اعتقاد دارند. فراگنر می‌گوید روشنفکران تبعیدی ایران وقتی در سال ۱۹۱۶ در برلین مجله‌ای را منتشر کردند، گرچه تمایلات مارکسیستی داشتند، آن را به نام یکی از قهرمانان اساطیری شاهنامه، «کاوه» نامیدند. فراگنر می‌گوید یک سال بعد که انقلاب بلشویکی در روسیه به پیروزی رسید مقاله‌ای در کاوه منتشر شد که در آن مزدک به عنوان "نخستین کمونیست" خوانده شده. به تعبیر فراگنر این ادعا معنایی ندارد جز این که، این تفکر را ما ایرانیان از خیلی وقت پیش می‌شناختیم.
هویتی که ایرانیان با تکیه بر پیشینه‌ی پارسیان برای خود ساخته و پرداخته‌اند موضوعی است که در بسیاری از نوشته‌های این ویژه‌نامه به آن اشاره شده است. نکته‌ی دیگری که در بسیاری از نوشته‌ها مشترک است، دشواری فهم ایران امروز در پرتو تاریخ پرفراز و نشیب ملتی است که زمانی بر بخشی از سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا حکومت می‌کردند و در دوران معاصر مرزهای کشور خود را در معرض هجوم "بیگانگان" می‌بینند.
پارس کهن را خاستگاه اعتقادات بنیادین مذهبی خوانده‌اند. جهان را در جدال همیشگی خیر و شر، تاریکی و روشنایی فهم کردن و انسان را در معرض وسوسه‌ی اهریمن دیدن هسته‌ی اصلی رویکردی زرتشتی است که به دیگر مذاهب نیز راه یافته است.
فداییان اسماعیلی و بهشت زمینی
ویژه‌نامه‌ی اشپیگل بررسی ایران باستان را با تحلیل تاریخ‌نویسان یونانی، به ویژه هردوت دنبال می‌کند، که به زعم بسیاری سازنده‌ی تصویر ایرانیان نزد غربیان بوده است. این بررسی با اوج و فرود ساسانیان ادامه می‌یابد تا در بخش دوم به «ورود الله» به ایران برسد. این مقاله را کریستف برنر نوشته که دانش‌آموخته‌ی دانشگاه ماربورگ است. او می‌نویسد اسلامی شدن ایران بیش از آنکه حاصل پیروزی اعراب در میدان جنگ بوده باشد، برآمده از قراردادهایی بود که با وعده‌های فریبنده مورد پذیرش ایرانیان مغلوب قرار گرفت.
در این مقاله به نقش زبان فارسی و ایرانیان در تدوین دستور زبان عربی و متون مذهبی مسلمانان پرداخته شده. برنر می‌نویسد هر شش گردآورنده معتبر احادیث ایرانی‌الاصل بوده‌اند.
ظهور اسماعیلیان موضوع مقاله دیگری از این مجموعه است. اسماعیلیان را در اروپا از سفرنامه‌ی مارکوپولو می‌شناختند که به اعتقاد بسیاری از ایرانشناسان تقریبا هیچ ارتباطی با واقعیت ندارد. مطابق این تصویر رهبران اسماعیلیان بهشتی این‌جهانی برای فداییان خود ساخته بودند تا آنها پیش از ترورهایی که انجام می‌دهند در باغ‌هایی با جویبارهای شیر و عسل و شراب، و حوریان زیبارو جهان وعده داده شده را تجربه کنند.
تاریخ بر بستر افسانه و اسطوره
سیمونه کایزر در «بوستان زبان» به ستایش شعر فارسی در دوران اوج و شکوفایی آن می‌پردازد؛ به حافظ که به تعبیر او سرودهایش بوی باغ‌های شیراز را می‌دهد و جزیی از هویت ایرانیان به شمار می‌رود. کایزر در ادامه به رودکی و خیام اشاره دارد و به اشتباه شعرهای به جا مانده از خیام را «دو هزار رباعی» عنوان می‌کند. نویسنده در این مقاله که اظهارات مناقشه‌برانگیز در آن کم نیست، به شعر مولوی و سعدی نیز پرداخته است. شاهنامه فردوسی اثری است که هم در این بخش و هم در دیگر نوشته‌های این ویژه‌نامه بارها به آن اشاره شده است. بسیاری از نویسندگان بر این نکته تاکید دارند که در روایت ایرانیان از تاریخ، جدا کردن مرز میان واقعیت تاریخی با افسانه و اسطوره کار ساده‌ای نیست.
حمله مغول که به تعبیر یکی از نویسندگان اشپیگل تاثیری عمیق بر تاریخ ایران داشته موضوع یکی دیگر از نوشته‌های این ویژه‌نامه است. نویسنده همچون پروفسور فراگنر ایلخانیان را حاکمانی می‌داند که از زمان فرمانروایی، این بخش از امپراطوری جهانی خود را ایران خواندند. نویسنده معتقد است علت استفاده از این نام برای بسیاری از تاریخ‌نویسان همچنان معمایی حل ناشده است.
شکوه دوران باستان؛ مرهمی بر زخم ناکامی‌ها
هوشنگ شهابی استاد علوم سیاسی دانشگاه بوستون در مقاله‌ی خود راه ایران برای ورود به دوران مدرن را از قرن شانزدهم میلادی تا امروز پی می‌گیرد. او معتقد است راهی که شاه اسماعیل صفوی پس از زوال حکومت مغول، آغاز کرد به تشکیل دولت‌هایی انجامید که ادامه‌ی آن به جمهوری اسلامی رسیده است.
در نظر نویسنده جلال ال‌احمد و علی شریعتی از روشنفکرانی هستند که در پدید آمدن زمینه‌های فکری جمهوری اسلامی نقشی مهم ایفا کرده‌اند. از اینها، یکی غرب را مسئول زوال ایران می‌دانست و دیگری مدلی از اسلام انقلابی را تبلیغ می‌کرد که با برداشت‌های معمول از اسلام تفاوت داشت و آن را به ایدئولوژی کسب قدرت تغییر می‌داد. در ادامه‌ی بررسی اسلام‌گرایی در ایران مقاله‌ای نیز به شاه عباس صفوی اختصاص دارد که شهر اصفهان را به عظمت و زیبایی لندن و پاریس بنا کرد و تا به «نصف جهان» شهرت یابد.
در مقاله‌ای زیر عنوان «فرانسویان آسیا» شناخت و تصور اروپاییان قرن‌های اخیر از ایران بررسی شده است. به نظر نویسنده تصویری که در غرب از ایران وجود دارد تا امروز ریشه در کلیشه‌ها و نظرگاه‌های کهن دارد؛ سرزمینی که مردمانش از سویی با آفرینش بازی شطرنج، هنر فرش‌بافی، تقویم خورشیدی و نقاشی‌های مسحورکننده نقش فرانسویان هنرشناس و هنرمند آسیا را دارند، از سوی دیگر بیش از دو هزار سال با کابوس و رویای ابرقدرتی از میان رفته هویت خود را شکل می‌دهند و بر زخم‌ شکست‌ها مرهم می‌گذراند.
حکومت پهلوی و رفتار غرب
داود معتدل که سرگرم نوشتن کتابی درباره سفر شاهان ایران به اروپا در قرن نوزدهم است، ایران تا پایان دوران پهلوی را از نگاه اروپاییان تحلیل کرده است. او در مورد برخورد با حکومت پهلوی می‌نویسد، در غرب جنبه‌ی دیکتاتورمنشانه حکومت شاه سابق چندان مورد توجه نبود، زیرا ایران به عنوان متحدی در برابر نفوذ کمونیسم دیده می‌شد.
در مقاله‌ی دیگری روی کار آمدن سرسلسله پهلوی، رضا شاه، مورد بررسی قرار می‌گیرد. استخراج نفت در ایران و روی کار آمدن و کنار گذاشتن مصدق نیز موضوع مقاله‌ی دیگری در این ویژه‌نامه است.
آخرین نوشته در بخش سوم به سال‌های پایانی حکومت پهلوی اختصاص دارد. این سال‌ها با نگاهی انتقادی بررسی شده‌اند و نویسنده معتقد است، در دوران پهلوی دوم تنها دولتیان رشوه‌خوار و فاسد به ثروت رسیدند. نویسنده می‌گوید گرچه شاه در ظاهر علیه فساد اداری و دولتمردان فاسد موضع می‌گرفت اما در زندگی شخصی مثال بهتری نبود. نویسنده به بنیاد پهلوی اشاره می‌کند که به گفته‌ی او هتل‌ها، کارخانه‌ها و کشتی‌های تجاری را در تملک خود داشت اما به هیچ مرجعی حساب پس نمی‌داد.
دولت خدایی و تبعیدیان
دولت خدایی عنوان چهارمین و آخرین بخش از ویژه‌نامه اشپیگل است. در این بخش شکل‌گیری جمهوری اسلامی، جنگ ایران و عراق و جنبش اعتراضی پس از انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم به بحث گذاشته شده است. همچنین بررسی جنبش زنان در یک قرن گذشته بخشی از مطالب این بخش را به خود اختصاص داده است. مقاله‌ی دیگری به ایرانیان در تبعید می‌پردازد. در این مقاله از نویسندگان و شخصیت‌های مختلفی که در شهرهای اروپا ساکن‌اند نام برده می‌شود.
تمرکز این نوشته بر روی زندگی و فعالیت شیرین نشاط هنرمند و فیلمساز و فرج سرکوهی روزنامه‌نگار و داستان‌نویس است. نشاط تازه‌ترین کار خود را که یک فیلم سینمایی به نام «زنان بدون مردان» است به جنبش ازادی‌خواهی در ایران تقدیم کرده است. فرج سرکوهی که خیال بازگشت به وطن، آسایش‌اش را سلب کرده می‌گوید، با طولانی شدن سال‌های تبعید علاقه‌ی آدم به خیلی چیزها از دست می‌رود.
عنوان‌ها اهمیت ندارند؟
در واپسین بخش از ویژه‌نامه اشپیگل گفتگویی نیز با فرزند ارشد محمدرضا شاه پهلوی وجود دارد که در همان نخستین پرسش به مسئله‌ای اشاره می‌کند که در میان ایرانیان بسیار مورد بحث قرار گرفته. خبرنگار اشپیگل می‌گوید «کسی را که ولیعهد ایران بوده و می‌بایست به عنوان جانشین پدرش محمدرضا شاه پهلوی بر تخت سلطنت جلوس می‌کرد، باید چگونه خطاب قرار بدهیم: والاحضرت، عالیجناب، پادشاه عالیقدر ....؟» و رضا پهلوی در پاسخ می‌گوید که برای او عنوان‌ها چندان اهمیتی ندارند و مهم ایده‌ها و تصوراتی هستند که او مایل است در مورد آینده‌ی کشورش به مخاطب ارائه کند.
با این همه برای هواداران او و مخالفان رژیم سلطنتی به کار بردن و نبردن عنوان «شاهزاده» برای فرزندان محمدرضا شاه پهلوی اغلب به موضوع بحث و جدل تبدیل شده. ظاهرا نزدیک بودن خاطرات دوران پهلوی هنوز امکان فاصله گرفتن از انقلابی که به سرنگونی این حکومت منجر شده را فراهم نمی‌کند؛ و یا برخورد دوگانه به پیشینه و تاریخ گذشته، که در بسیاری از نوشته‌های این ویژه‌نامه به ان اشاره شده، شامل گذشته‌ی نزدیک نیز می‌شود.

دویچه وله / بهزاد کشمیری‌پور/بلاگ نيوز

پس از ماه ها بلاتکلیفی ... سرانجام دادگاه " محمد داوری " برگزار می شود





سخن معلم : پس از ماه ها بلاتکلیفی ، سرانجام دادگاه آقای " محمد داوری " - مسئول آموزش و اطلاع رسانی سازمان معلمان ایران و سردبیر سایت سحام نیوز - در روز چهارشنبه بیست و پنجم ماه جاری در شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست آقای " مقیسه " برگزار می شود .
محمد داوری  17شهریور سال قبل در محل دفتر حزب اعتماد ملی بازداشت و روانه زندان شد .
این دادگاه دوم ایشان بوده و دادگاه اول او در اول آذر سال 88 برگزار شد .
محمد تاکنون دوبار اعتصاب غذا کرده است و آخرین اخبار به نقل از سایت سحام نیوز موید وضعیت وخیم ایشان از نظر جسمی و روانی بوده است .
" سخن معلم "  به جد خواهان تبرئه کامل ایشان از تمام اتهامات می باشد و نیز آزادی تمام معلمان دربند را طلب می کند .

۱۳۸۹ فروردین ۲۳, دوشنبه

فوق‌العاده جذب و مرخصي فرهنگيان و ايثارگران برخي مناطق پرداخت نمي‌شود

نماينده مردم تالش نسبت به پرداخت نشدن معوقه فوق‌العاده جذب و مرخصي كاركنان شاغل در مناطق شهري بخش‌هاي كمتر توسعه يافته و عطف به ماسبق شدن اين قانون تذكر داد.

به گزارش خبرنگار پارلماني ايسنا، بهمن محمدياري با اشاره به مصوبات هيات وزيران در خصوص مناطق شهري جزء و بخش‌هاي توسعه نيافته و كمتر توسعه يافته متذكر شد: متاسفانه مزاياي سال‌هاي 86، و 87 اين مناطق معوق شده و پرداخت نشده است. با توجه به صراحت قانون براي پرداخت فوق‌العاده جذب و مرخصي كاركنان شاغل در مناطق شهري بخش‌هاي كمتر توسعه يافته و براساس مصوبات و بخش نامه‌هاي آموزش و پرورش ،‌دولت فرهنگيان و ايثارگر شاغل در اين بخش‌ها را از دريافت حق قانوني و مسلم خود محروم كرده است.

نماينده مردم تالش با اشاره به تقديم نامه‌اي با بيش از 200 امضاء به رييس‌مجلس ،‌گفت: اين نمايندگان خواستار احقاق حق فرهنگيان شده‌اند. از شما مي‌خواهم علاوه بر پيگيري موضوع و ارجاع اين نامه به كميسيون آموزش و تحقيقات ، تصميم عاجل براي احقاق حقوق فرهنگيان را اتخاذ كنيد، فرهنگيان نسبت به اين تصميم بسيار معترض هستند.

وي متذكر شد: اجراي بخشنامه مورد نظر در آينده نيز خسارات سنگيني به لحاظ علمي به مناطق محروم وارد مي‌كند.

لاريجاني در پاسخ به تذكر نماينده تالش گفت: رييس كميسيون آموزش و تحقيقات موضوع مطرح شده را به صورت جدي پيگيري كنند

توجه به فرهنگيان لازمه تحقق سال همت مضاعف در آموزش و پرورش است

عضو كميسيون آموزش مجلس گفت: لازمه تحقق سال همت مضاعف و كار مضاعف، توجه به انگيزه فرهنگيان و افزايش رضايت شغلي آنان از طريق توجه به معيشت و منزلت اجتماعي آنان است.

فرهاد بشيري در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا» با بيان اينكه زيرساخت و بستر موفقيت‌ هر ملت و كشوري دستگاه‌هاي آموزشي آن هستند، گفت: اگر در بخش فرهنگ و آموزش بيشترين توجه صورت گيرد، در ساير عرصه‌ها هم موفق‌ خواهيم بود و اگر بي‌توجهي كنيم، در ساير بخش‌ها نيز توفيق چنداني نخواهيم داشت.
نماينده مردم پاكدشت در مجلس شوراي اسلامي با اشاره به شعار همت مضاعف و كار مضاعف در سال جاري اظهار داشت: مجلس به ويژه كميسيون آموزش و تحقيقات، براي تحقق اين شعار با تمام توان و بضاعت همراه وزير و مسئولان آموزش و پرورش خواهد بود.
بشيري در ادامه بهره‌گيري از ابزارها و امكانات مختلف جهت بارور كردن استعداد‌هاي پرورشي دانش‌آموزان را از ديگر الزامات تحقق اين شعار دانست و افزود: در رابطه با اولياي دانش‌آموزان بايد تلاش شود تا بيشترين تعامل و همگامي از سوي آنان با مدارس صورت گيرد.
وي با اشاره به محتواي كتاب‌هاي آموزشي اظهار داشت: محتواي دروس بايد با توجه به اقتضائات فرهنگي جامعه ما مورد توجه و بازبيني قرار گيرد؛ علاوه بر اين، لازم است براي ارتقاء كيفيت فضاهاي آموزشي نيز تلاش شود.
بشيري همچنين با اشاره به جلسه سال جاري كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس با وزير آموزش و پرورش تأكيد كرد: كميسيون آمادگي بسيار خوبي دارد تا همكاري و كمك لازم را براي تحقق هر آنچه كه مجموعه آموزش و پرورش براي بهبود وضعيت وزارتخانه صلاح مي‌داند، اعمال كند. 
 

آقای وزیر این دولت...اگر به قول شما همه معلمان وزیران واقعی هستند لطف فرموده مقدمات آزادی این " وزیران در بند " را فراهم نمایید !








 چندی پیش خبری با عنوان " معلمان زنداني، هفته معلم آزاد مي‌شوند " توجهم را جلب کرد . تصورم این بود که دوستان معلم که ماه هاست بدون دلیل و یا بی جهت در زندان به سر می برند مورد توجه مسئولان آموزش و پرورش قرار گرفته اند ؛ اما محتوای خبر چیز دیگری بود !


هر چند این اقدام برای معلمان نیز کاری قابل تقدیر است .


بخوانید :

" رييس مركز نيروي انساني آموزش‌وپرورش:

معلمان زنداني، هفته معلم آزاد مي‌شوند

در هفته معلم تلاش مي‌شود با هماهنگي ساير دستگاه‌ها فرهنگياني كه به نحوي به علل استطاعت مالي در حوادث غيرعمدي در زندان به سر مي‌برند، شناسايي و آزاد شوند.

ایلنا : کد خبر : 115725

اگرچه از مسئولان آموزش و پرورش این دولت داشتن چنین انتظاری نمی تواند واقع گرایانه باشد !

اما اظهار نظر و تمجید های غیر واقع گرایانه آن ها نمی تواند محملی برای سکوت در برابر این سخنان باشد !

بخوانید :

" وزير آموزش و پرورش: همه معلمان وزير هستند

خبرگزاري آريا- حاجي بابايي، وزير آموزش و پرورش چهارشنبه خطاب به كاركنان حوزه ستادي گفت: معتقدم همه معلمان اهل انديشه، فكر و نظر هستند، همه معلمان وزير هستند و با اين ويژگي‌ها مي‌توان دنيا را متحول كرد.


به گزارش سرويس اجتماعي آريا به نقل از مركز اطلاع‌رساني وزارت آموزش و پرورش، حاجي بابايي اظهار داشت: من به پشتوانه شما اين پست را قبول كرده‌ام و با كاهش فاصله بين صف و ستاد نام آموزش و پرورش را پرآوازه مي‌كنيم.


وي افزود: عاملي كه مي‌تواند به انسان اميد دهد، اطمينان است و اطمينان از نگاه مثبت دوجانبه حاصل مي‌شود.

وزير آموزش و پرورش در ادامه افزود: بخش اعظمي از مشكلات آموزش و پرورش در اثر تلاش از درون قابل حل است، به گونه‌اي كه تلاش چند ماهه گذشته همكاران، گواه اين مدعا مي‌باشد.


وي با تاكيد بر اين‌كه اعتقاد به نظام، رهبري و صداقت از مهم‌ترين ويژگي‌هاي همكاران در نظام آموزش و پرورش مي‌باشد، افزود: اعتماد به خدمتگزاري دولت را بايد بيشتر و پايدارتر كنيم.


حاجي بابايي از همكاران حوزه ستادي خواست تا نظرات معلمان را در مورد طرح‌هاي اجرا شده، به دست آورند.

وزير در پايان، معلمان و جامعه فرهنگي را محق‌ترين افراد براي سوار شدن در كشتي نجاتي دانست كه امروز به بهانه اسلام، ولايت و انقلاب اسلامي به وجود آمده است و براي آنها در سال جديد آرزوي توفيق كرد.

کد خبر: 20100311120519090



سوال این است که چرا مسئولان وزارت آموزش و پرورش تاکنون درمقابل همکاران زندانی همچون " رسول بداغی ، محمد داوری ، هاشم خواستار ، فرزاد کمانگر ، عبدالرضا قنبری و... سکوت کرده اند ؟


آیا آن ها تصور می کنند وارد شدن در این حوزه ها – حتی از موضع ریش سفیدانه و انسانی – وارد شدن و یا دخالت در خطوط قرمز است ؟

و یا فکر می کنند که این معلمان از دایره و تعریف " معلم بودن " خارج شده اند !

اگر به قول وزیر این دولت " همه معلمان وزير هستند " ...

آیا این وزیران لایق توجه قانون و حقوق شهروندی نیستند !

آقای وزیر این دولت !

اگر به قول شما همه معلمان وزیران واقعی هستند لطف فرموده مقدمات آزادی این  " وزیران در بند " را فراهم نمایید !

همین ما را بس ...
 
سخن معلم

۱۳۸۹ فروردین ۲۲, یکشنبه

سخنی با وزیر و مشاوراو در تشکل ها و معلمان منتقد

تعامل و اعتماد بین، معلمان و وزیر ومدارس ووزارتخانه، زمانی اشکارتر می گردد که کارشناسان مو فقیت یا عدم موفقیت و شکست یا پیرورزی هر طرح و ابتکار واندیشه ای را نتیجه همراهی یا عدم همراهی معلمان با اموزش وپرورش می دانند .

معلمان انتظار دارند که حاجی بابایی وزیر هم تشنه ی نقد باشد ، شان معلم نقاد ونکته سنج و حساس به انچه که در آموزش وپرورش می گذرد ، در نظام مدیرتی او از معلم مطیع و بی تفاوت اجل واکرم باشد ، از انتقاد ها و طرح دید گاه ها و تعامل و همفکری با معلمان و تشکل های منتقد و اگاه شدن از تفکرات و میزان رضایتمندی یا نارضایتیشان از طرح ها و برنامه های وزارتخانه استقبال کند .

تعامل و ارتباط دوسویه معلمان و تشکلهایشان با وزارتخانه در دوره فرشیدی اسیب جدی دیده و دیواری از بی اعتمادی بین انها کشیده شد .در دوره فرشیدی پست مشاوروزیر در امو تشکل ها حذف شد و وزیر خود را از اندیشه و تفکر و نقطه نظرات معلمان بی نیاز دانست و وقع ما وقع

حاجی بابایی از مشاور وزیر در امور تشکل ها بخواهد با توجه به در پیش بودن هفته ی بزرگداشت مقام معلم پی گیر وضعیت معلمان زندانی و نوع اتهام و رسیدگی به امور حقوقی انها شود تا وزارت هم به بی تفاوتی در قبال معلمانش متهم نگردد .

همانگونه که تشکل های معلمی از پیام وزیر به این گونه تشکل ها (تشکل های دولت ساز) بر می اشوبند . بر انان نیز فرض است که نه تنها سیاسی کاری نکرده که حتی شائبه کار سیاسی و عهده دار شدن نقش اپو زیسیون را در آموزش وپرورش بازی نکنند و برنامه ونقشه راه خود را بگونه ای تنظیم کنند که از محدوه کار صنفی و حرفه ای خارج نشوند
رسول پاپايي
اول : این که آموزش وپرورش فراگیرترین وزارت خانه است و گستردگی به وسعت جغرافیای ایران دارد و نیمی از شاغلان دولت در این وزارتخانه کار می کنند واین که معلمی  رکن حر کت جامعه به سوی توسعه و تعالی  وفلاح است به تنهایی دلیل خوبی است که تعامل با معلمان و گشودن در یچه هایی جهت ارتباط واقعی و جدی  و دوسویه  با انان  امری اجتناب ناپذیر میباشد . اهمیت این تعامل و اعتماد بین، معلمان و وزیر ومدارس ووزارتخانه، زمانی اشکارتر می گردد که کارشناسان مو فقیت یا عدم موفقیت و شکست یا پیرورزی هر طرح و ابتکار واندیشه ای را نتیجه همراهی یا عدم همراهی معلمان با اموزش وپرورش می دانند .
دوم : حاجی بابا یی از بدنه معلمی است او اهمییت و جایگاه  همراهی معلمان و نقش انتقادات سازنده ی انان  را خوب می داند  و خود در دوران وکالتش همیشه وزیران آموزش وپرورش وبرنامه هایشان را به بوته ی نقد می کشید . اکنون هم معلمان از او انتظار دارند که حاجی بابایی وزیر هم  تشنه ی نقد باشد ، شان معلم نقاد ونکته سنج و حساس به انچه که در آموزش وپرورش می گذرد ، در نظام مدیرتی او از معلم مطیع و بی تفاوت اجل واکرم باشد ، از انتقاد ها و طرح دید گاه ها  و تعامل و همفکری با معلمان  و تشکل های منتقد و اگاه شدن از تفکرات و میزان رضایتمندی یا نارضایتیشان از طرح ها و برنامه هایش  استقبال کند . انها انتظار دارند که  حاجی بابایی برای این تعامل و ارتباط دوسویه   که در دوره فرشیدی اسیب جدی دیده  و دیواری از بی اعتمادی دو سویه را مو جب  شده  طرح و  برنامه داشته باشد و چگونگی فرو ریختن  این دیوار بی اعتمادی را با همکارانش بخصوص مشاورش در امور تشکل ها مهندسی کند و ان را از  مجموعه ی همکارانش در وزارت مطالبه کند .
سوم : اقای حاجی بابایی و مشاور وزیر در امور تشکل ها نیک می دانند که در دوره فرشیدی پست مشاوروزیر در امو تشکل ها حذف شد و وزیر خود را از اندیشه و تفکر و نقطه نظرات معلمان بی نیاز دانست ووقع ما وقع . تلاش های علی احمدی  و باز گشت مجدد این  پست  به علت کو تاهی عمر وزرات او و عمیق بودن شکاف بی اعتمادی به نتایج پر رنگی منجر نشد  ونگاه تشکل ها و معلمان منتقد و وزارت به یکدیگر همراه  با شک و تردید باقی ماند .اما حاجی بابایی جنسش متفاوت است او به نهاد های مردم محور و تشکل های صنفی اعتقاد دارد ، حداقل گذشته او این را نشان می دهد ، قبل از وزرات حامی تشکل های معلمی بوده است . به انتقاد و سازنده بودنش معتقد است .تعامل و ارتباط دوسویه وزارت و مدرسه و معلم ووزیر  از دغدغه هایش است  وهمین دغدغه است که باعث می شود  در خصوص صندوق ذخیره فرهنگیان و چگونگی اداره ان فراخوان دهد . نشان داده است که به دنبال دیدار های چهره به چهره است و ظرفیت سفر های استانی دولت و دیدار با معلمان را ازدست نمی دهد  همه ی اینها در جای خود خوب و قابل تقدیر است .اما اینگونه دیدارها و جلسات وفرخوان ها بیشتر درد دل های شخصی و مشکلات محلی و اداری  و دید گاه های غیر کارشناسی را  در بردارد . اکنون که بارقه هایی از امید  در میان معلمان دیده می شود  شایسته است که  با مطالعه احکام صادر شده در حق معلمان منتقد  توسط  فرشیدی و تغییر وتطیف انها  گامی عملی بردارد و انتقاد سازنده را نیاز وزیر و حق معلمان منتقد و تشکل ها بداند و از مشاور خود بخواهد با رایزنی با وزارت کشور و سایر ار گان ها موانع را از سر راه تشکل ها بردارد.  وحتی از او بخواهد با توجه به  در پیش بودن هفته ی بزرگداشت مقام معلم  پی گیر وضعیت معلمان زندانی و نوع اتهام و رسیدگی به امور حقوقی انها شود  تا وزارت هم به بی تفاوتی در قبال معلمانش  متهم نگردد . به نقطه نظرت و دید گاههای مشاور وزیر در این پست توجه کند وبا حضوراو در شورای معاونین  به همگان نشان دهد که مقرب ترین فرد به مقام وزارت  کسی است که نقطه نظرات معلمان را بیان می کند .
چهارم : نگارنده  به عنوان یک معلم اعتقاد دارد، همانگونه که تشکل سازی به نام معلم یا بها دادن به تشکل های دولتی معلمی گره از مشکلات باز نمی کند . و همانگونه که  تشکل های معلمی از پیام وزیر به این گونه تشکل ها بر می اشوبند . بر انان نیز فرض است که نه تنها سیاسی کاری نکرده که حتی شائبه کار سیاسی و عهده دار شدن نقش اپو زیسیون را در آموزش وپرورش بازی نکنند و برنامه ونقشه راه خود را بگونه ای تنظیم کنند که از محدوه کار صنفی و حرفه ای خارج نشوند و همان گونه که انان از وزیر می خواهند تا آموزش وپرورش رااز بازی های سیاسی و جناحی دور نگه دارند خود نیز با تعامل و منطق و گفتگو با توجه به برخی نشانه ها و حر کتهای  عملی  وزیر  و با حفط رویکرد انتقادی اورا در برداشتن گامهای عملی بزرگ در جهت ارتقا کمی و کیفی حرفه معلمی و اموزش وپرورش و ایجاد رفاه برای معلمان یاری دهند.
 منبع:

ديدار با محمود بهشتي


چند روز پيش،محمود بهشتي،سخنگوي كانون صنفي معلمان،در اعتراض به شرايط ناگوار و بلاتكليفي معلمان زنداني: رسول بداقي،محمد داوري،هاشم خواستار،فرزاد كمانگرو...دست به اعتصاب غذاي خشك و كامل زد. شرايط ناگوار و بلاتكليفي معلماني كه ماه هاست ،گويا به دست فراموشي سپرده شده اند و كسي نيست كه به حال و روزشان رسيدگي نمايد. با اعلام اين خبر،موجي از نگراني ها در ميان فعالان صنفي ،دوستان و آشنايان پديد آمد كه تماس هاي حضوري و تلفني بسياري را به همراه داشت؛ به ويژه برخي فعالان صنفي شهرستان،كه نگراني جدي خويش را از وضعيت سلامتي ايشان ابراز نمودند.
  امروز غروب- شنبه 89/1/21- برخي ازاعضاي كانون صنفي معلمان،به همراه علي اكبر باغاني،دبير كل كانون و به نمايندگي از تشكل هاي صنفي سراسر كشور،در منزل بهشتي حاضر شدند و ضمن سپاس گزاري و تقدير از اين عمل ارزشمند، با يادآوري دل نگراني دوستان، از ايشان خواستند كه موقتآ از ادامه ي اين اعتصاب غذا منصرف گردد. همچنين درباره ي راهكارهاي ديگر اعتراض بحث گرديد،كنش هايي كه مورد قبول اكثريت فعالان است و مي تواند گروهي انجام گيرد. پس از ابراز نظر حاضران،محمود بهشتي، با پذيرش تصميم جمعي و تشكيلاتي  و قبول نظرجمع،از اين اعتصاب غذا دست برداشت.
 در ادامه ي اين ديدار و گفت وگو، در رابطه با وضعيت نگران كننده ي كنوني معلمان دربند، همگي بر ادامه ي برخي رايزني ها با مسئولان و مقام هاي دولتي اصرار نمودند اما بر انجام اقدامات قاطع تري نيز نظر داشتند؛ اگر رايزني ها نتيجه ي چنداني در بر نداشته باشد.
 درضمن در تماسي كه امروز با خانواده ي رسول بداقي گرفته شد، گويا رسول نيز يكي دو روز است كه به روزه ي سياسي خود ادامه نمي دهد. روزه اي كه حدود دوهفته ي پياپي انجام گرفت. خانواده ي ايشان حال عمومي رسول را خوب اعلام كردند و از دادگاهي خبر دادند كه تا چند روز ديگر برگزار مي گردد. البته اين دادگاه مربوط به پرونده ي قبلي بداقي است،پرونده اي كه بداقي،در آن از اتهام عليه امنيت كشور تبرئه گرديده است.